رستم کجایی که ببینی...!
جمعه 16 مرداد1388اما فردوسی وقتی که با خشم فریاد زد رستم را کشتم فکرش را نمی کرد که روزی شیربچه های ایرانزمین به دست کسی کشته شوند که ادعا میکند از تبار رستم است!!!!!!!
اما به او درود میفرستم که نگذاشت رستم این روزها را ببیند.
زاینده رود دیروز و بوته سرای امروز!
جمعه 2 مرداد1388از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون قلب تپنده ی اصفهان ایستاده(یعنی زاینده رود خشک شده!).
یه روز رفتم سراغش و احوالشو پرسیدم
این بنده ی حقیر این مکالمه رو به شعر در آورده که اگر مایل به خوندن اون باشید باید روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
در ضمن خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم
ادامه مطلب
خداوند ناظر
سه شنبه 23 تیر1388اگه منو قابل دونستید که شعرم رو بخونید به ادامه مطلب مراجه فرمایید
ادامه مطلب
بدون شرح
چهارشنبه 17 تیر1388نمی دونم چرا همه ی پست هام شده سیاسی، این وبلاگ که قرار نبود سیاسی باشه.
آهان فهمیدم چون این وبلاگِ دل نوشته هاست و این روزا دلم برای آزادی پر میکشه.
ولی دیگه نه. دیگه نمیخوام با آزادی خواهیم عزیزای بیشتری رو از دست بدم و بعد پزشک قانونی بگه به علت عدم تعادل روانی خود کشی کرده دیگه نمیخوام داد بزنم چون ظاهراً هیشکی این طرفا نیست که صدامو بشنوه...
ولی نه ، انگار یکی هست که همیشه پناهِ بی پناهانه، آره خودشه!
همون نزدیک تر از رَگِ گردنو میگم ،همون حق خواهِ مظلومان.
پس مثل این که میتونم رو اون حساب کنم ، میتونم دردمو بهش بگم یا اصلاٌ میتونم باهاش حرف بزنم آخه این روزا نمی تونم با کسی حرف بزنم، میترسم بگن تو جاسوسی و دشمنِ ایران، مثل هزاران بد بختی که برای این مملکت زحمت کشیده بودن و نه تنها ازشون تقدیر نشد بلکه با زندان و... جواب زحماتشونو دادن.
ای هم رزمان :
ماه هیچوقت پشت ابر نمی مونه پس امید تون رو هیچ وقت از دست ندید
ما کسی رو داریم که اگر اراده کنه دنیا رو زیر و رو میکنه پس هیچ وقت از غیر او نترسید و مواظب باشیم که کاری انجام ندیم که اونو از خودمون برنجونیم چون تنها وهمیشگی ترین یاور ما در راه آزادیه.
پس به امید پیروزی
یا حق
ما ایم و نوای بی نوایی بسم الَه اگر حریف مایی
*راستی مثل هر سال ولی با شکوه تر از هر سال ، در تاریخ 18 تیر مهمونی داریم.
تو اصفهان، دروازه شیراز میزبان این مهمونیه یادتون نره
پست دوم
جمعه 12 تیر1388سلام یکی از اشعار دیگه ی خودمو که باز هم به موضوات اخیر(حق خواهی مردم وسرکوب شدید آنها به دست پلیس و ...) بی ربط نیست را براتون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد
لطفا برای مطالعه ی شعر به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب
